*سلام و مثل همیشه باز هم سلام *
با خدا مشورت کردم ، پس دیگه حرفی نمی مونه![]()

تا اونجایی که تونستم اکثر حرف ها و مطلب ها و کامنت هام رو با سلام شروع کردم ، نمی دونم سلام یه کلمست و یا یه جمله و یا . . . ؟ ولی می دونم که
* سلام یه بهونه خوبه برای دوست شدن
* سلام یه شروع خوبه برای اینکه بتونی با کسی که نمی شناسیش سر صحبت رو باز کنی
* سلام اگه با محبت گفته بشه می تونه یه نوع معذرت خواهی باشه بدونه اینکه خجالت بکشی
* سلام می تونه نشون دهنده این باشه که تو پشیمونی و می تونه کدورت ها رو از بین ببره
* سلام نشون از خلق و خوی نیکوی صاحبش می ده و می تونه حس ظن دیگران رو به دنبال داشته باشه
* سلام زبون مشترک همه مردم دنیاست با هر زبونی
* سلام یه شروع دوبارست به امید سلامتی
* سلام یعنی که تو برای طرف مقابل آرزوی سلامتی می کنی سلام یعنی درود
* سلام یعنی از خود گذشتگی و خیر خواهی برای دیگران
* سلام یعنی خضوع در مقابل دیگران
* سلام ابراز عشق و علاقه به اونیه که دوستش داری
* سلام یعنی که یادمون باشه بهترین چیزی که می تونیم داشته باشیم رو داریم و خوشبختیم
* سلام حتی کمک خواستن هم هست ( السلام علیک یا ابا عبد الله – السلام علیک یا بقیة الله )
* سلام یعنی قدر امروز و سلامتی رو دونستن
* سلام یعنی که همیشه سالم نمی مونیم و باید سلامی هدیه کنیم به کسانی که امروز از داشتنش محروما تا شاید ذخیره ای بشه برای روزی که ما هم از دستش میدیم و نیاز داریم که دست با محبتی با یه سبد گل سلام دستمون رو بگیره و ما رو در آغوش بکشه
تا عمر هست ازش استفاده کنین شاید دیگه فرصت زیادی نداشته باشین .
سلام اسم خودشه ، اسم زیبای خدا که هیچ وقت تموم نمی شه ! میشه ؟
لابد حالا از خودتون می پرسین که منظور من از این همه سلام چیه ؟ راستش فکر می کنم که سلام با تمام کاربردهاش که شاید من خیلی هاش رو ندونم و نگفته باشم ، یه کاربرد دیگه هم داره و اون هم خدا حافظی کردن از کسایی که شاید در ظاهر ندیدیشون و نشناختیشون ولی تو همین دنیای مجازی هم تونستی پی به منش و اخلاق و ایده آل هاشون ببری و یه مدت باهاشون هم صدا بشی و همدل . تو شادی هاشون شاد بودی و تو ناراحتیهاشون باهاشون گریه کردی ، به حرفهاشون گوش کردی و ازشون خواستی تا به حرف هات گوش بدن . و سلام نوعی خدا حافظی با دوستانیه که نمی خوای ناراحتشون کنی ![]()
پس سلام می کنم به همه اونهایی که مثل برادر و خواهر به حرف هام گوش کردن و تو غم و شادی هام باهام بودن
سلام به امین عارفی عزیز که به لطف خدا به جمعمون برگشت![]()
سلام به منیت من که دینش کامل شد![]()
سلام به علیرضای عزیز که رفت و تنهام گذاشت![]()
سلام به سارای همیشه منتظر که امیدوارم روز به روز بیشتر و بیشتر به امام و امام زمانش نزدیکتر بشه![]()
سلام به بشیر رضاپور عزیز و با آرزوی قبولی در دانشگاه در مقاطع بالاتر ان شا الله![]()
سلام به خواهر خوبم پروانه از وبلاگ به یاد یار سفر کرده خانم معلم املای بلاگفا ![]()
سلام به شهید گمنام عزیز با اون دل پر درد و پر خونش![]()
سلام به شاخ نبات و با آرزوی روزهای پر از خدا برای تو![]()
سلام به حجاب برتر و و سلام به غزه عزیز![]()
سلام به زیتون از وبلاگ آنگاه که عاشق شدم![]()
سلام به داداش هادی عزیز از وبلاگ هزار و یک تلنگر![]()
سلام به فرشته محبت و با آرزوی یکی از سیصد و سیزده نفر خاکی افلاکی شدن برای شما![]()
سلام به یه بچه مسلمون یه مبارز خستگی ناپذیر![]()
سلام به برو بچه های هیئت جوانان علی اکبر (ع) رم ایتالیا![]()
سلام به خواهر خوبم تنها ریحانه بلاگفا به قول منیت من : عالم سنه حیران . . .![]()
سلام به جوون انقلابی و تمام جوونهای واقعا انقلابی ایران![]()
سلام به دادا مهران عزیز خودم ، خیلی محشری![]()
سلام به دااااش عباس عزیز و رفقای زایر صفای گل و گلابش![]()
سلام به مهدی ابراهیمی دوست جدید خوبم از ملک مهدی سلام الله علیه![]()
ولی تو كه آهسته مي خواني قنوت گريه هايت را ، ميان ربناي سبز دستانت دعايم كن![]()
ملتمس دعای شما خوبان – جمعه ششم شهریور 88 -
توحید ![]()
یک سال بهم مهلت بدین
بر می گردم![]()
یا علی ![]()
نوشته شده توسط توحید (گمگشته سابق) در جمعه 6 شهریور1388 ساعت 6:54 بعد از ظهر موضوع دلنوشته های من | لینک ثابت
سلام
بسم رب المهدی
میدونم دلم شروره
ولی بی تو ناصبوره
آقا شیعه ها غریبند
بیا که وقت ظهوره
جرم شیعه عشق یاره
عشق یار بی مزاره
کسیکه عاشق زهراست
چاره جز جنون نداره
دل به زیر وام و دینه
اهل درد و شور و شینه
نقش پرچم تو آقا
یالثارات الحسینه
غصه تو داده آقا
اشک بی اراده آقا
توی کربلای امروز
حرمله زیاده آقا
شیعه ها که بی قرارند
شب نشین زلف یارند
می بینی که اهل ایران
غیر تو کسی ندارند
(( اللهم عجل لولیک الفرج ))
محب المهدی-86
آقا جان ظهور نکن اینجا کسی به فکر تو نیست
آقا جان از تو می نویسیم و تو را دعوت می کنیم که بیایی و ما تو را یاری کنیم ولی آقا جان فعلا نیا ، آخر ما هنوز درگیر کمبود و کاستی ها و منیت ها و گناهانی هستیم که دل کندن از آنها بسیار سخت است پس ای امام من برای چه و برای که می آیی من که هنوز نتوانسته ام به خودم کمک کنم چگونه تو را یاری خواهم کرد حتی اگر خواستی بیایی دل به من و امثال من نبند ، من و امثال من در خواب غفلت حال و قال مانده ایم و هنوز معلوم نیست که رومی هستیم یا زنگی ، آقا جان برای خودت به فکر یارانی غیر از من و امثال من باش .
جمعه دیگری می آید و خوب می دانم که نخواهی آمد ، می دانم که بخاطر گناهان من است ، کاش میمردم
کاش
یا علی![]()
نوشته شده توسط توحید (گمگشته سابق) در پنجشنبه 5 شهریور1388 ساعت 11:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سفره سحری
رمضان ، ماه خدایی ، دلم تنگ تو بود
و سرودم من
کشتی غمزده ام باز به ساحل بنشست
چه بهشتی و سراپاش می و لذت مستی و خدا
باز قرآن- سحری در راه است
مادری ، باز بی خواب ، فداکار ، صدايم کرده است
پدرم تسبيح و قرآن و دعا می خواند
و خدايی که در اين نزديکيست
چشم هايم را شستم
دستهايم را هم
کاش کور بودم و دستم در پی
پی شستن ها نه
پی خاکی شدنش در دريا
غرق امواج خیالی جهان
و زمين زيبا نيست ، غير ماه قمری
گنجشک ها هم سحری می خواهند
و درخت می گوید : آب را گل نکنید
شاید این آب روان ، برسد روی تنم
در میان ابر و باد و مه و خورشید و فلک
زیر سنگ لحدم
نان و سبزی و پنیر ، سحراب مهمان منست
قطعه ای می خواند
چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد
زير باران خدا بايد رفت
رمضان ماه خداست
ماه مهمانی من ، ماه قربانی من در منای خوشتن
ماه افطار و دعای سحری
و خدا زيباييست و سحر زيباييست
غير حق زيبا نيست ، غیر حق اینجا نیست
من نمازم را خواندم ، سحراب هم ، هم
پی قرآن بودم سوره الرحمن ، علم القرآن آمد
مثل پرواز ميان همه
گلهای
بهشت ، با کبوتر هايش
پر گشودم من ، منِ من که نه
من و جان و تن
ميوه ای می چينم و خدا می جويم
به چقدر زيبايی ، به چقدر رويايی
گل و بستان و چمن ، در بهشتِ تو و من ، و ملائک زيبا ![]()
غير هر بيماری غير هر تنهايی
سگ اصحاب کهف هم اينجاست
و چه انساني زيبا ، چشم هايش هم زيبا
شکر حق اينجا هستم ، به خودم ميبالم
که کم از او نشدم
جان من ، هشياری ؟ به خودت می آیی ، که شياطين در راه
توبه ای ميبايد ، توبه ای ميبايد ، توبه هم زيباييست
چاره ای مي بايد که کم از خود نشويم
مزدمان را گيريم ، نه بهايی اندک که بهشتی زيبا
توبه ای ميبايد
توبه ای ميبايد
توبه ای ميبايد
(رمضان 87 توسط توحید )
پ ن : حیف نیست ماه رمضونی حرف های قشنگ شما دوستان عزیزم رو نشنوم ) نظرات فعلا بازه (![]()
یا علی![]()
نوشته شده توسط توحید (گمگشته سابق) در شنبه 31 مرداد1388 ساعت 8:4 قبل از ظهر موضوع دینی | لینک ثابت

از عاشقان تو نه نام و نه نشان مانده
همین خیال روی توست در میان مانده
نوشته شده توسط توحید (گمگشته سابق) در جمعه 30 مرداد1388 ساعت 11:42 قبل از ظهر موضوع دلنوشته های من | لینک ثابت
سلام
* گلهایی که رو داربست کوچه ها و خیابونهامون خشک شدن ** خنده هایی که از رو لب های یه عده عاشق و متنظر محو شدن ** غروب های دلگیر و غم بار خونه و کوچه و شهر و کشورمون ** سوز دعای فرج خون ها ، گریه و آه عهد و ندبه خون ها ، طنین صدای عظم البلا خون ها ** چشم های گریونی که از ظلم و ستم زمونه هنوز گریونن ** دل های هنوز پریشون یه عده زن و بچه تو افغانستان ، پاکستان ، عراق ، فلسطین و لبنان و . . . ** شکم های خالی یه عده مردم بدبخت آفریقا ، آسیا ، اروپا و حتی آمریکا ** قیافه های خجالت زده مردای خونه از چشم های زن و بچه هاشون ** فاصله بین بنز سوار ، بالا شهر و پایین شهر ، گاری نمکی ها و زباله جمع کن ها ** جوون هایی که تو کل دنیا گم شدن ، معتاد شدن ، هرزه شدن ، بی کار شدن و پیر شدن ** کلانتری ها ، دادگاه ها و زندانهایی که روز به روز پر تر میشن ** پسر هایی که هنوز دخترن و دختر هایی که هنوز معلوم نیست چی هستن ** پدر و مادر هایی که بچه هاشون این شدن و بچه هایی که معلوم نیست بچه هاشون چی می شن ** دین و ایمونی که روز به روز کمتر میشه و کمتر میشه ** مرام ، معرفت ، صداقت ، یک رنگی ، پاکی ، وفا و انسانیتی که داره از بین میره ** خنده های بلند شیطان و همه اونهایی که شاگردشن و یا شاگردشونه ** دل جوونهایی که اول جوونی داره پیر میشه و شده ** امام حسینی که هر سال شهید میشه و سال بعد هم ، ولی نیست کسی که انتقامش رو بگیره ** کوچه ای که مطمئنم هیچ پسری نمی ذاره مادرش تو اونجا سیلی بخوره و هنوز بوی گریه میده ** اعتراف شقایق ها که تا شقایقی نیست پس زندگی یعنی چه ؟ ( تا شقایق هست زندگی باید کرد ) ** و رهبری که سال به سال پیر تر میشه و شکسته تر . . . همه و همه
* * *همه و همه می گن که باز نیومدی آقا جان * * *
نیومدی . . . !
صبر می کنم صبر
گر چه عاشق نیستم
ولی دوستت دارم
و می دانم که تو هم دوستم داری عزیز زهرا
ادرکنی
ادرکنی
ادرکنی
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر والمستشهدین بین یدیه
پ ن : به علت مشغله می خواستم وبلاگم رو تعطیل کنم ولی تصمیم گرفتم هر وقت که دلم گرفت بیام و با هم درد و دلی کنیم و کمی از غریبی گریه کنیم تا شاید آروم شیم واسه همین تصمیم گرفتم تا قسمت نظرات وبلاگم رو ببندم و فقط مطلب بنویسم و چون نمی تونستم جواب کامنت ها رو بدم اینجوری دیگه شرمنده هیچ دوستی نمی شم ، گه گاه میام و بهتون سری می زنم و مطالبتون رو می خونم ، دعا گوی شما هستم و تمنا دارم که برای فرج امام زمان (عج) بیش از پیش دعا کنید که فرج همه ما در آن است
نوشته شده توسط توحید در چهارشنبه 21 مرداد 1388
یا علی ![]()
نوشته شده توسط توحید (گمگشته سابق) در چهارشنبه 21 مرداد1388 ساعت 2:9 قبل از ظهر موضوع دینی | لینک ثابت
سلام
گریه کردم ، گریه کردم ، گریه کردم و کاش گریه می کردم
از همه چیز بدم میاد
از پرنده ها بدم میاد
از ماهی ها بدم میاد
از دیوونه ها بدم میاد
از آیینه بدم میاد
از جمعه و صبح هاش بدم میاد
از شب ها بدم میاد
از صبح ها بدم میاد
از سی دی خام بدم میاد
از عشق بدم میاد
از توبه بدم میاد
از سلام بدم میاد
از موج بدم میاد
از ساعت و تقویم بدم میاد
از شهید بدم میاد
از . . .
هر بار که می بینم یه پرنده داره میپره ، هر بار که می بینم یه ماهی بدون آب میمیره ، هر بار که می بینم یه دیوونه بی خیال همه عاقلا داره کار خودش رو می کنه ، هر بار که آینه بی ریا رو می بینم ، هر بار که جمعه ای صبح میشه بدون اینکه صبح بشه ، هر بار که شبها بیدارم و صبح ها خواب ، هر بار که یه سی دی خام می بینم که هنوز پاکه پاکه ، هر بار که یکی از جلوی پنجره زندگیم رد میشه و من عاشق غیر تو ام ، هر بار که توبه می کنم ، هر بار که سلامم بی جواب می مونه ، هر بار که یه موج تو ساحل جون میده ، هر بار که ساعتها و ثانیه هام بی انتظار سپری میشن ، هر بار که تقویم تکرار میشه ، هر بار که یه شهید رو می بینم که پلاک نداره ، اون موقست که از خودم بدم میاد
کاکتوس تو اطاقم با این که باید دیر به دیر بهش آب داد ولی با این حال باز هم داره از تشنگی جون میده
خیلی وقته می خوام یه آکواریوم درست کنم و بذارم تو اطاقم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام به خودم دروغ نگم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام تو دعاهام گریه کنم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام عاشق بشم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام کور بشم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام ببینم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام داد بزنم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام سکوت کنم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام بفهمم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام بمیرم ولی نمیشه
خیلی وقته می خوام دیوونه بشم ولی نمیشه
خیلی وقته درد دارم ولی مداوا نمیشه
خیلی وقته فکر می کنم عاشق خدام ولی ، مگه میشه
گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گیر نیست
سر بر زمین افکند و گفت خود کرده را تدبیر نیست
اشکی به پای مقدمش انداختم ، تا رحمی کند
گفتا که اشک بی عمل در رتبه تاثیر نیست
گفتم که شاید گوئیا افتاده ام از چشم تو
با غم نگاهم کردوگفت مهدی(عج) ز نوكر سیر نیست
پ ن : شرمنده همه دوستانی هستم که با کامنت هاشون بیش از پیش منو بدهکار خودشون کردن هستم
کاش حال و روزم بهم اجازه می داد تا بیام وجواب کامنت هاتون رو بدم !
یا علی ![]()
نوشته شده توسط توحید (گمگشته سابق) در دوشنبه 19 مرداد1388 ساعت 11:25 بعد از ظهر موضوع دلنوشته های من | لینک ثابت
سلام
هر سال نزیک به همین موقع هاست ( نیمه شعبان ) ، می شم مثل دیوونه ها .
رفتار و کردارم عوض میشه ، فکر و ذکرم عوض میشه ، می ریزم به هم ، خورد میشم و از دوباره ساخته میشم . دلم شروع می کنه به بهونه گیری ، از خودم بدم میاد ، دوست دارم سر به تنم نباشه ، حسرت تمام وجودم رو می گیره ، احساس تباهی و بیهودگی می کنم ، از خونه بیرون نمیام ، صبح تا شب نمی دونم چی کار باید کرد و چی کار باید می کردم و چی کار باید بکنم ، خنده از رو لبم محو میشه ، گریه هم همینطور ، تو دادگاهی که هم شاکی و هم متهم و هم قاضی و هم شاهد خودمم محکوم میشم اون هم خیلی ناجور ، به بن بست میرسم و دلم بهم میگه بگو حسین ، ولی با این جمله حالم منقلب تر میشه ، دیگه حتی نمیتونم فکر کنم ، بغض راه گلوم رو می بنده ، سرم از خجالت بالا نمیاد ،
از اینکه می شنوم اکثر یاران حضرت جوان هستن و یا از اینکه می شنوم کسی میگه :
* عید بر همه عاشقان مبارک باد * مطمئنم همه این تبریک رو بخودمون میگیریم ولی نه...شرمنده من نه به شماها تبریک گفتم نه بخودم ، من به اون تعدادی تبریک گفتم که هنوز ۳۱۳ نشدن ، میدونم خیلی حالگیری بود ولی خودت که از اعمالت خبر داری نذار رو کنم..آخه مگه میشه اسم عاشق روت گذاشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه نیگا به اعمالت بنداز.....
لاف عشق و گله از یار زهی لاف خلاف
عشقبازانِ چنین مستحق هجرانند
*******************************************************
من خودم رو گم کردم ، شما چطور ؟؟؟؟؟ هنوز هم مثل بچگی هاتون فکر می کنید ، یا اصلا آرمانها و عشق های بچگی هاتون رو یادتون هست
*******************************************************
فکر کنم حالا اگه این مطلب پایین رو بخونید زیاد تعجب نکنید
راستی این یکی مطلبم یه چند روزی قسمت نظراش بازه
نوشته شده توسط توحید (گمگشته سابق) در پنجشنبه 15 مرداد1388 ساعت 4:22 بعد از ظهر موضوع دینی | لینک ثابت
هو السلام ![]()
برگرد به توحید
توحید یه عاقل عاشق بود
برگرد به توحید تو رو خدا برگرد به توحید
توحید آرمانت بود
توحید علاقت بود توحید باورت بود
توحید عبد خوب خدا بود
توحید عاشق مقدس اردبیلی و منشش بود
توحید عاشق امام زمانش بود
توحید از دروغ بدش می اومد
توحید از گناه بدش می اومد
توحید از گناه می ترسید
توحید تو نماز به آسمون می رفت
توحید خواب پرواز می دید
توحید خودش رو عاشق خدا می دونست
توحید می دونست که نفس اماره با شیطان دست به دست هم دادن
تا توحید و خوبیهاش رو بکشن
توحید روی شیطان رو کم می کرد
توحید منصف بود
توحید بیشتر عمل می کرد تا حرف بزنه
توحید مهربون بود
توحید با مرام و نمک شناس بود ، نه نمک نشناس
توحید عاشق پدر و مادر و برادر و خواهرش بود
توحید ساکت بود
توحید آروم بود
توحید به دیگران احترام می گذاشت
توحید مغرور نبود
توحید توحید بود
توحید من بودم که گم شدم
توحید برگرد به توحید
توحید این غرور لعنتی رو بکش
این منی که ساختی رو از بین ببر
توحید باش
توحید خدا
پ ن ۱ : از تمام دوستانی که این مطلب رو می خونن خواهش می کنم که برای دوست عزیزمون امین عارفی که مدتیه تو بیماستان بستریه دعا کنید تا هر چه زودتر بتونه به کانون گرم خانوادش برگرده
پ ن ۲ : یا من اسمه دوا و ذکره شفا
هو السلام
نوشته شده توسط توحید (گمگشته سابق) در سه شنبه 13 مرداد1388 ساعت 1:40 قبل از ظهر موضوع دلنوشته های من | لینک ثابت
درباره وبلاگ

خدایا
هفت شهر عشق را عطار گشت
و من هنوز اندر خم یک کوچه ام
×××××××××××××××××
اینجا یا گوشه ای از دل نوشته های منه و یا نمایی از آرمانهام
و نه اعمالم
×××××××××××××××××
در کوی نیک نامی من رو گذر ندادن
گر تو نمی پسندی تغییر بده قضا رو ، ولی بجنب تا دیر نشده
×××××××××××××××××
همیشه به یاد داشته باشید که ممکنه بعضی از دانسته هاتون رو از اول غلط یاد گرفته باشید پس لازمه که در مورد بعضی از مسائل تجدید نظر کنید
مثل من که تا حالا علی رغم رو بصورت علارقم می نوشتم پس علارقم غلطه و علی رغم درسته
×××××××××××××××××
هو السلام
POWERED BY